تبليغاتX
من هميشه روي ساحل قدم مي زنم ***  بين شن و کف  ***  امواج بلند رد پاي مرا پاک خواهند کرد و نسيم کف ها را روي هم مي غلتاند  ***  ولي دريا و ساحل باقي مي مانند. براي هميشه.  ....... _.-._.- سماموس -._.-._ - حرفهای .....
چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385
حرفهای .....

شکوفه هاي نگاه تو

شکوفه هاي نگاه توست که عطر خاطره هاي دور را به يادم مي آرد
سخاوت دستهاي زيباي توست که گل عشق در باغچه خانه مان مي کارد
واژه هاي قشنگ و پر معناي توست که در دفتر عشقم به يادگار مي ماند
اندوه از دست دادن توست که غبار مرگ بر دلم مي افشاند
انديشيدن به چشمان بي پرواي توست که خواب ناز را از ديدگانم مي ربايد
پيوند دستهاي من و توست که شوق زندگي در دلم مي روياند
وعده هاي پر اميد توست که برايم نويد خوشبختي به ارمغان مي آرد
شبنم اشکهاي توست که بر چهره ام گلهاي غم مي کارد
صداي آشناي توست که مرا پيوسته به سوي خود مي خواند

زندگی

زندگی یعنی هیاهو٫زندگی یعنی تکاﭘو. ٫زندگی یعنی شب نو٫روز نو٫اندیشه نو.زندگی یعنی غم نو٫حسرت نو٫ﭘیشه نو٫زندگی بایست در ﭘیچ و خم راهش ز الوان حوادث رنگ ﺑﭙذیرد

زندگی باید یک دم٫ یک نفس حتی ز چنبش وا نماند.گر چه این جنبش برای مقصودی بیهوده باشد.زندگی همچنان آبست.آب اگر راکد بماندچهره اش افسرده خواهد گشت و بوی گند میگیرد.در ملال آبگیرش چهره لبخد می میرد

خلوت

خلوت دريچه اي به دنياي مهرباني ها
خلوت حکايت گوي دردها و غصه ها
خلوت پناهگاه دلهاي تنها
خلوت سر چشمه دوستي ها
خلوت دنياي شادي ها

روايت شده توسط راوي در 12:17 | | لینک به این مطلب